"بگذارید ذهن آدمی رها باشد،باید رها باشد و رها خواهد بود؛جزمی اندیشی(دگماتیسم) و خرافات نخواهند توانست آن را محبوس کنند."جان آدامز
روز ۱۳ فروردین...به اصطلاح انس با طبیعت....اما فکر می کنم شما نیز علت بیرون بودن از خانه را در این روز می دانید.
حال جالب است بدانید:
- در هواپیماهای جهان ردیف ۱۳ وجود ندارد و بعد از ردیف ۱۲، ۱۴ است.
- در بسیاری از ساختمان های مرتفع جهان طبقه ۱۳ وجود ندارد.
- چندی پیش یک شرکت هواپیمایی چینی مبلغ گزافی بابت شماره تلفنی داد که تمام ارقامش ۸ بود(در میان چینیان ۸ مقدس است).
فرض کنیم من در یک روز حوادث بد بسیاری برایم پیش بیاید و به شما بگویم فلان روز سال یا ماه یا هفته چقدر نحس است. شما در پس زمینه ی ذهنتان این گفته را فقط در باره ی این روز دارید و کسی نیز به شما حرفی در باره ی شکوم دیگر روز ها نزده...حال میان اتفاق های بد (که اکثراً نتیجه ی اعمال خودمان هستند و ما دنبال متهم می گردیم) که برای شما می افتد یکی در همان روزی می افتد که من گفته ام...آن گاه نظر شما در باره ی آن روز چه خواهد بود؟
در گذشته های دور علم انسان کمتر از حال بود، علت بسیاری از پدیده ها و همچنین رابطه ی بین آن ها مشخص نبود...راههای استدلال های منطقی نیز به علت کم بودن اطلاعات معمولاً جواب نمی دادند. در این تاریکی، ذهن انسان که کاملاً استقرا گرا است، به ایجاد رابطه ها ی بدون دلیل روی می آورد.
منظور از استقرا گرایی را با مثال توضیح می دهم: شما وارد شهری می شوید، اولین فردی که می بینید چشمهای آبی دارد، دومی نیز چنین است و شما با دیدن سومین فرد که او نیز همیگونه است، این نتیجه را می گیرید که تمام افراد این شهر چشم آبی هستند. شما نمی توانید این را اثبات کنید اما حدس می زنید. شما به صورت استقرایی این نتیجه را گرفته اید.
حال مثالی از خرافات: ناخن گرفتن در شب - شاید شما نیز منحوس بودن این کار را شنیده باشید. حال بیایید به بستر شکل گرفتن این اعتقاد برگردیم...زمان های دور، شب ها نور بسیار کم بوده(حتی تا ۱۰۰ سال پیش)، ناخن گیر ها هم اینقدر تیز و دقیق نبوده اند...در نور کم ناخن گیری با یک وسیله ی نا دقیق احتمال جراحت کمی نخواهد داشت. حال بدون بررسی تفاوت شب و روز و دیگر عوامل و فقط چون افراد زیادی با اینکار آسیب دیده اند می گویم این کار نحس است!


